سعید شجاعی کیست؟

0

وقتی صحبت از خودم می شود نمی دانم از کجا شروع کنم؟ و چه چیزی بگویم؟ آیا واقعا سعید شجاعی بودن برای رقم زدن اتفاقات متفاوت کافیست؟! برویم تا ببینیم سعید شجاعی کیست

سال ها پیش زمانیکه با اینترنت آشنا شدم (سال ۱۳۸۱) ، دوست داشتم تا کسب و کاری آنلاین مثل استارتاپ های الان را داشته باشم. کسب و کاریکه خدمات رسانی به بیزینس های دیگر بکند. این قضیه به سال های قبل از ۹۴ برمی گردد که مفهوم استارتاپ به تازگی جا افتاده بود و مردم تازه متوجه شده بودند که موجودی به نام کسب و کارهای نوپا وجود دارد!

آن زمان چیزی از طراحی سایت و سئو نمی دانستم و تنها چیزی که باعث می شد تا کسب و کارم را شروع کنم، علاقه و انگیزه ای بود که درونم شکل گرفته بود. (مثل خیلی از دهه ۷۰ ای و ۸۰ ایهای پرشور و نشاط) برای اینکار مراجعه کردم به یکی از شرکت های آن زمان برای انجام طراحی سایت و سئو…

فکر میکردم با پرداخت هزینه و منتظر ماندن برای تحویل پروژه ، سرموقع پروژه ای مناسب و درست را لانچ میکنم که میتواند به همه ایران خدمات رسانی کند اما اتفاقی غیرمنتظره افتاد و پروژه سر موقع تحویل داده نشد! در واقع عدم تحویل به موقع و به طور کلی تحویل ندادن پروژه باعث شد تا خودم دست به کار بشم. سال ۱۳۸۴ بود که با واژه شکست در کار آشنا شدم و اولین تجربه خودم را به دست آوردم. 

این اتفاق باعث شد تا بتوانم سایتی که قرار بود زودتر از اینها تحویل بگیرم را خودم طراحی کنم و سئویی که قرار بود زودتر به نتیجه برسد را خودم انجام دهم. در این حین به استعداد خودم در زمینه بازاریابی دیجیتال خصوصا سئو پی بردم.

از ۸۰ تا ۸۴ ! دوران پیش از شروع

از سال ۸۰ با اینترنت آشنا شدم و کارت اینترنت می خریدم و ۱۰ ساعت ۱۰ ساعت باید کارت می خریدم که با استفاده خفن شدید من بصرفه نبود . از سال ۸۱ در منزل خودمون دارای اینترنت پرسرعت شدیم. آن زمان ها به ۱۲۸ پرسرعت گفته می شد. منم از شرکت لایزر که بعدا با شاتل امروزی ادغام شد اینترنت پر سرعت خریدم و هزینه سنگینی باید ماهیانه برای پول این اینترنت پر سرعت پرداخت می کردم. تصمیم گرفتم از این اینترنت یه پولی در بیارم که هزینه های اینترنت پرسرعت در بیاد. برای همین شروع کردم به دانلود نرم افزار و ساخت اتوران برای پک های نرم افزاری و فروختن سی دی های نرم افزاری به افراد مختلف که در این مسیر باعث شد کارهای جانبی مختلفی مثل نصب ویندوز و … هم انجام بدهم.

از ۸۴ تا ۸۶ ! دوران شروع کسب و کار آنلاین

سال ۸۴ دیگه خسته شده بودم از بس درگیر دانلود و نصب ویندوز و کارهای خدماتی به این شکل شده بودم. برای همین به دنبال راه اندازی یه کار اینترنتی بودم. کاری که بشینم توی خونه کنار اینترنت پر سرعت و علاوه بر استفاده از اینترنت پول در بیارم. پس کارهای مختلفی را شروع کردم. از وبلاگ نویسی تا کار در سایت های کلیکی خارجی که دیدم فایده زیادی نداره مبلغ درآمدم خیلی زیاد نیست. برای همین تصمیم گرفتم یه سایت راه اندازی کنم. بلد نبودم سایت طراحی کنم و رفتم به یه شرکت طراحی سایت سفارش طراحی دادم و قرار شده چند ماهه سایت را به من تحویل بدهند که هنوز که هنوزه تحویل ندادن. دیدم فایده نداره و باید خودم دست به کار بشوم. طراحی را شروع کردم و با HTML یه سایت ساده طراحی کردم و هر روز یک صفحه به این سایتم اضافه می کردم. اسم سایتم برگرفته از وبلاگم همه چی از همه جا بود و تقریبا همه چی توی سایتم دیده می شد.

سایت همه چی از همه جا چند ماهی کار کرد و کاربرای زیادی پیدا کرد ولی درآمد زیادی نداشت و فقط هزینه های اینترنت من را تامین می کرد. ولی باعث شد من با افراد با سابقه و حرفه ای آشنا بشوم و وارد تیم های مختلف اینترنتی بشوم. از تیم های هکری گرفته تا تیم های برنامه نویسی و ….

یکی از این شرکت ها آن زمان سیستم همکاری در فروش داشت و یکه تازی می کرد و من خیلی بهش علاقه مند شده بودم به من زنگ زد و گفت بیا همکاری کنیم. اول بنر محصولات را توی سایتم قرار میدادم و از فروش محصولات پول در می آوردم ولی فروش اینترنتی آن زمان مثل الان نبود و خیلی ها بلد نبودن و برای همین خیلی فروش بالایی نداشتم.

چند وقتی رفت جلو من فروشنده برتر این سیستم شده بودم که از شرکت با من تماس گرفتن و پیشنهاد دادن یک فروشگاه اینترنتی شراکتی با اعضای این شرکت بیاریم بالا و همه محصولات داخلش باشه و بتوانیم فروش بیشتری داشته باشیم. این شد اولین پروژه موفق من و درآمد خوبی ازش داشتم.

با پس اندازی که داشتم و با کمک وام رفتم تو فکر راه اندازی یک کافی نت ولی سن من کم بود و مشکلات جواز کسب و …

از کافی نت تا شرکت

سال ۸۶ بود که کافی نتم را راه اندازی کردم. مغازه من ۸۶ متر بود و فضا زیاد داشتم برای همین نصف مغازه را با یه پارچه جدا کردم و چندتا صندلی گذاشتم و کلاس های آموزش کسب درآمد از اینترنت راه اندازی کردم. شاید باورتون نشه ولی افراد بنام که اون زمان هنوز بنام نشده بودن توی این کارگاه آمدن و روزها و خاطرهای جالبی را برای من ساختن. در کنار کار کافی نت کم کم پیشنهاد های کاری برای من زیاد شده بود. طراحی سایت ، شبکه ، خرید و فروش سیستم و نصب ویندوز و خدمات جانبی و یه پیشنهاد متفاوت از یه دوست که به من گفت بیا یک دفتر روزنامه باهم بزنیم.

ما مجوز نداشتیم و برای همین رفتیم از روزنامه ها و همه نامه های غیر فعال برای اجاره کردن مجوز فعالیتشان کمک بگیریم ولی هیچ کسی حاضر نشد مجوزش را به ما اجاره بده و ناچار با یکی از هفته نامه ها توافق کردیم که با نظارت مدیر مسئول ما هفته نامه را از نوشتن تا چاپ و توزیع بر عهده بگیریم. خیلی زود موفق شدیم و پر تیراژ (۱۰.۰۰۰ نسخه ) شروع کردیم به کار و هفته نامه و نیازمندیهای آن را از تهیه تا توزیع انجام می دادیم.

همزمان با دفتر روزنامه کافی نت من بسیار پر رونق بود و چند نفری برای من در کافی نت کار می کردن و کارهای اینترنتی من هم بود. درس و دانشگاه هم از طرف دیگه وقت گیر بود. سال ۸۸ علاوه بر کافی نت و کارهای آنلاین و دفتر روزنامه همکاری خودم را با چندتا شرکت برند و مهم در زمینه تبلیغات اینترنتی شروع کردم و سفارش های بزرگ و عالی هم گرفتم.

در سایت های مختلف و تیم های مختلف بنام و برند جایگاه پیدا کرده بودم و برای خودم لیدری شده بودم و سال ۸۹ فرا رسید.

موفقیت ها زیاد بود و این همه موفقیت منو به فکر برد که چرا یه کار بزرگ نکنم و یک برنامه ریزی قوی برای راه اندازی یک شرکت بزرگ چند منظوره که از روزنامه تا سایت و … را در قالب یک شرکت پیش ببرم.

اردیبهشت سال ۱۳۹۰ شرکتم راه اندازی شد و خیلی زود سه دفتر علاوه بر کافی نت راه اندازی و تامین نیرو شد. بیش از ۲۳ بازاریاب ثابت در محل و ۱۴ بازاریاب سیار و پرسنل مختلف برای انجام پروژه ها و تقریبا یک تیم ۵۰ الی ۶۰ نفره که درآمد خوبی داشت. که دومین تجربه و مهم ترین تجربه زندگیم را به دست آوردم. شکستی که از رحم و اعتماد و بی تجربگی خوردم شاید منو بزرگ کرد و یا شاید منو شکست. به هر حال همه چیز نابود شده بود و من صفر صفر صفر شده بودم. ۲۵ مرداد ۱۳۹۰ پایان همه چیز بود. دیگه نه شرکت و نه سایت و نه کافی نت و هیچی نداشتم. همه داراییم برای بدهی های شرکت رفت و ناچار به مهاجرت از اصفهان به کرج شدیم.

روزهای سختی بود ولی من نامید نشدم و هر روز از کرج تا تهران با مترو میرفتم و نمایشگاه های مختلف سر میزدم و دنبال فهمیدن مشکلات کارم بودم که جلوی شکست های بعدی را بگیرم. کم کم ایده ایران رادا توی ذهن من شکل گرفت. من فقط دانش داشتم و هیچی پول نداشتم. میشه گفت از اون همه فقط دانش برام مانده بود. پس شعار من شد راه آبادی دانش است که مخفف آن میشه رادا و آغاز یک راه سخت و پرتلاش برای من شکل گرفت.

۱۸ بهمن ۱۳۹۰ ایران رادا کار خودش را شروع کرد.

از ایران رادا تا بین الملل

خب ۱۸ بهمن کار شروع شد و با کمک یک دوست خیلی زود شرکتم را توسعه دادم و سفارش های طراحی سایت و سئو میگرفتم و بد نبود تا این که یک ایده به ذهنم رسید. تیم های مختلفی بودن که تجربه نداشتن و نمی دونستن باید چکار بکنن. تصمیم گرفتم جدا از شرکت به صورت فردی وارد تیم ها بشوم و با گرفتن سهم علاوه بر مشاوره کار سئو اون سایت را بگیرم دست و پروژه را به نتیجه برسانم و از سود پروژه بهره ببرم.

سال ۹۱ سال جهش من بود و دوباره به اوج خودم برگشته بودم و خوشحال بودم از این که در بیش از ۷۰ تا سایت با چیز حدود ۴۰ تیم داشتم کار می کردم. پول خوبی به دست من رسید و باعث شد تیم ایران رادا را توسعه بدهم تا بتوانم بهتر این سایت ها را رشد بدهم. اکثر این سایت ها امروز از بنام ترین سایت های محتوایی یا خدماتی ایران هستن و من به همه اونا افتخار می کنم.

همه چیز تا سال ۱۳۹۴ خوب بود و ایران رادا پروژه های مختلفی را هم راه اندازی کرده بود. یکی از بزرگترین پروژه های ما سایت کارجوها بود که در ۱۹ تا استان نماینده داشتیم و به متقاضیان کار خدمات می دادیم و براشون کار مد نظرشون را به صورت هوشمند و با کمک سامانه پیامکی معرفی می کردیم. سرویسی که در کمتر از ۷ روز فرد می توانست شغل مورد نظر خودش را پیدا بکنه. حدود ۴۰ نفر تیم پشتیبانی این سایت بودن و حدود ۱۰۰ نفر در تیم فروش در شهر های مختلف در حال فعالیت بودن تا این که دوران تاریک این کار هم رسید. کم کم پیدا کردن شغل سخت شده بود و تحریم ها تاثیر خودش را روی کسب و کارها می گذاشت و مشکلات بسته شدن پیامک های تبلیغاتی هم از سمت دیگه ای دست به دست مشکلات مختلف دیگه ای داد و پایان کارجو ها رقم خورد.

دنبال رشد ایران رادا بود و تمایل داشتم وارد بازارهای خارجی بشوم. پس تصمیم گرفتم سهام خودم را در تیم های مختلف به هم تیمی هایی که دارم بفروشم و با پول حاصل از فروش سهام زیرساخت های مورد نیاز ایران رادا را تامین کنم تا بتوانم در فضای بین المللی حرفی برای گفتن داشته باشم.

مسیر ساده ای نبود. روزهای سخت تغیر و پوست اندازی شروع شد. سال ۹۶ کمی سخت تر شده بود و درآمد حاصل از سایت ها نبود و ایران رادای در حال توسعه زیر ساخت توان پرداخت همه هزینه ها را نداشت. پس انداز ها وارد عمل شدن و ما را تا پاییز ۹۷ پیش بردن. سخت تر و سخت تر شد و هزینه های زیر ساخت سازی بالا و بالاتر رفت و پس انداز ها جوابگو نبود.

روزهای سخت تغییر از پاییز ۹۷ سخت تر شد تا جایی که پشتوانه های نهایی وارد چرخه شدن و باز هم جوابگو نبود. زیرساخت بیش از پیش بینی زمان و هزینه نیاز داشت و دیگر توان ادامه نداشتیم. و نامیدی همه من را فرا گرفته بود ولی ادامه می دادم تا این که دری باز شد و یک سرمایه گذار قوی وارد میدان شد. سرمایه گذاری که با ورودش دریچه نگاه من را تغییر داد و موجب ورود چند سرمایه گذار دیگر نیز شد.

سال ۹۸ اما سال جالبی بود و چند تیم سئو هندی به ما پیوستن و مسیر بین المللی شدن ما را هموار کردن . پاییز ۹۸ در توافقنامه ای در چابهار با ۵ تیم هندی قرار شد همه این ۵ شرکت در یک دفتر واحد در بمبئی نو هندوستان زیر برند ایران رادا شروع به همکاری کنند. این اتفاق چند ماه بعد با تلاش های فراوان رخ داد و امروز ما علاوه بر دفاتر ایران یک دفتر در هندوستان نیز داریم.

روزهای خوب توسعه در حال اتفاق بود تا اتفاقی ناگوار کام شیرین ما را تلخ کرد. قطع ۲۰ روزه اینترنت به دلیل اغتشاش های آبان ۹۸ باعث شد یک بار دیگر طعم نزدیکی به نابودی و شکست را احساس کنیم.

کمی پس از رخ داد قطع اینترنت در آبان ۹۸ مالک یک شرکت بازرگانی اعلام نیاز کرد که می خواهد یک تیم تبلیغاتی بین المللی داشته باشد و حاضر است تمام هزینه های زیر ساختی این تیم را پرداخت کند. پس از مذاکره در نهایت تیم بین المللی ایران رادا با سرمایه گذاری ایشان شکل گرفت.

روز اول کاری این تیم با اعلام ورود کرونا به ایران موازی شد. یک ماه به سختی پیش رفتیم و در نهایت تمام تیم ها به صورت دوری کار مشغول به ادامه کار شدن و ما که در این زمینه بسیار بی تجربه بودیم با بحران های سختی روبرو شدیم.

اگر چه توسعه زیر ساخت های لازم هنوز تمام نشده است اما این مسیر سخت به قله نزدیک شده است و پروژه های بین المللی شروع به کار کرده اند. امیدواریم قبل از شروع ۱۴۰۰ یک اهدافمان را به نتیجه برسانیم.

عشق به سئو

از همان ابتدا به موتورهای جستجوگر علاقه داشتم. برای همین از سال ۸۴ تاکنون موتورهای جستجو مختلف را بررسی کردم و الگوریتم های آنها را دنبال می کردم. تقریبا روزی نبوده که حداقل یک ساعت را به سئو اختصاص نداده باشم. از سال ۹۰ و با شکل گیری ایران رادا تصمیم گرفتم کار سئو را با سبک و قوانین منحصر به خودم و متکی به دانش سازی در تیم پیش ببرم. بسیاری از قوانین بین المللی را رد کردم و با جایگزینی قوانین خودم در تیم سئو به موفقیت های زیادی در این زمینه رسیده ام. ساختارشکنی برای من یک تجربه شد پس عبور کردم از قوانین و ساختار در دیگر زمینه های زندگی ام که در پست های بعدی برای شما از این ساختار شکنی ها بیشتر خواهم گفت.

سعید شجاعی

مدیرعامل ایران رادا

۹۹/۵/۱۴

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.